ولادت حضرت زهراي مرضيه بر همگان مبارك باد

مسافرت فرشته

دريا غريق مرحمت بي كران تو

هفت آسمان تجلي رنگين كمان تو

خورشيد ناز مي كشد از ذرهاي خاك

آنجا كه صبح مي گذرد كاروان تو

صدها فرشته بال نهادند بر زمين

تا دامن خديجه شود ميزبان تو

بهتر شد آن زنان قريشي نيامدند

حوا و مريم اند پرستار جان تو

بر قلبهاي خسته ما هم نزول كن

اي جبرئيل تا به سحر هم زبان تو

 

سبك هندي

سبک هندی نمونه‌ای از سرایش شعر در ادبیات فارسی است که از قرن نهم هجری به بعد به وجود آمد. به علت استقبال دربار ادب پرور هند از شاعران پارسی گوی، و همچنین به علت عدم توجه پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان به‌واسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و حس نوجویی و تفنن دوستی و به سبب تاثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط، سبکی به وجود آوردند که سبک هندی نامیده می‌شود. برخی ار ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیده‌اند. این سبک تقریبا از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگی‌های آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را می‌توان نام برد.

سرایندگان سبک هندی

از میان گویندگانی که به این سبک شعر سروده اند نام اینان در خور ذکر است:

كليم كاشانی
نظيری نيشابوری
عرفی شيرازی
عبدالقادر بيدل دهلوی
صائب تبريزی
وحيد قزوينی

تک بیتی‌ها


از گویندگان این سبک، تک بیتی‌های نغز و دلاویزی برجای مانده است که اغلب صورت ضرب المثل پیدا کرده است.


اقبال خصم هرچه فزون‌تر شود نکوست
فواره چون بلند شود سرنگون شود

؛

دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز
پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

؛

اظهار عجز پیش ستم‌پیشگان خطاست
اشک کباب باعث طغیان آتش است

؛

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد
خواب در وقت سحرگاه گران می گردد

؛

ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزون‌تر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را



ما ز آغاز و ز انجام جهان بی‌خبریم
اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است
روزگار اندر کمین بخت ماست
دزد، دائم در پی خوابیده است



عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد
خمیر مایهٔ دکان شیشه‌گر سنگ است


منبع: دانش نامه آزاد ويكی پديا

                                                                                         فرهمندی

پسوند  صفت مفعولي ساز  ،وند اشتقاقي است يا تصريفي

واقعيت اين است كه صورت « ماضي +ه » (مثلاٌ رفته ، خورده  و ...  ) در ساختمان فعل ها (مثلاٌ رفته است ، خورده اي و ... ) به هيچ وجه كابرد صفتي ندارد و در واقع ماده ي اصلي فعل ( فعل اصلي ) به شمار مي آيد؛امّا بر اساس سنّّّت دستوري و براي ساده تر شدن كار هميشه صورت « بن ماضي +ه )بدون توجه به كاركرد آن ،صفت مفعولي ناميده مي شود البته همين صورت دستوري در بسياري از موارد خارج از گروه فعلي به عنوان صفت ( يا جانشين اسم )نيز به كار مي رود ؛مثال : راه رفته ، غذاي مانده ، شيشه ي شكسته و...        .

به هر حال چون در  كتاب و اين بحث اساس كار بر ظاهر است بدون توجه به اين كه ساخت بن ماصي +ه داراي معني صفتي است يا نه يكي از رايج ترين نام هايش را  كه صفت مفعولي است انتخاب مي كنيم و همه جا اين نام را براي اين صورت دستوري به كار مي بريم .

بر گرفته از كتاب زبان فارسي ،غلامرضا عمراني ، تهران انتشارات مبتكران ،چ پنجم ، 1386،ج 2 ، ص84.

پس نتيجه مي شود كه در ساختمان فعل ها وند تصريفي است اما در موارد خارج از گروه فعلي ( صفت و يا جانشين اسم ) يك وند اشتقاقي است .

                                                                       فرهمندي


هفته مقام معلم گرامي باد

 

          عشقی است پراکنده به رگ های معلم

شمعی است گـــدازنده سراپای معلم

     در راه هنـــتر سوزد و اندر ره دانش

  قلب و تن و جان و همه اجرای معلم

  در ظلمت گمــراهی و در تیرگی جهل

     نوری است فروزان،دل بینــــای معلم 

فارابی و سقراط و فلاطون و ارسطو

کردند به بر کسوت زیبـــــــــای معلـم

کی بود نشانی ز ترقی و تمــــــــدن

هــــــــــــــر گاه نبد، فکر توانای معلم