معنی دو درس
معنی یک درس از ادبیات اول و یک درس از ادبیات دوم
همکاران عزیز اگر نکته و اشکالی در معنی هست بفرمایند.
معنی یک درس از ادبیات اول و یک درس از ادبیات دوم
همکاران عزیز اگر نکته و اشکالی در معنی هست بفرمایند.
|
طرح درس روزانه روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه |
|
طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. ..... ادامه را بخوانید کپی شده از سایت گروه زبان و ادبیات فارسی آذربایجان غربی |
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف / به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد
خواهی نشوی رسوا با منشین ای شیخ / ما رند و خراباتی تو عاقل و فرزانه
شرمنده خونگرمی اشکم که همه عمر / نگذاشت مرا گرد به مژگان بنشیند( صائب)
عشق آمد و شد چونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت نامی است ز من بر من و باقی همه اوست ( عبدالله انصاری)
عشق من با خم ابروی تو امروزی نیست دیرگاهی ست کزین جام هلالی مستم (حافظ)
حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش به که گویم من دلسوخته درد دل خویش (صبری مروزی)
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح زیباترین بهانه ایمان من تویی(سهیل محمودی)
دلی بستم به آن عهدی که بستی تو آخر هر دو را با هم شکستی ( راهب نایینی)
دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای؟ (صائب)
زاهدم برد به مسجد که مرا توبه دهد توبه کردم که نفهیمده به جایی نروم( بیگانه)
عقل سختی دیدگان شمشیر صیقل دیده است مشورت زنهار با مردان کار افتاده کن(صائب)
غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت ( بدیعی تونی)
فزودم صبر تا کمتر جفا بینم، چه دانستم که محنت بیش دارد هر که طاقت بیشتر دارد(ملک قمی)
گر بی تو یک دو روز صبورم، عجب مدار چون شاخ نو بریده، ندارم خبر هنوز(میسح کاشانی)
گر جنون آید به سویم، ره بده بیگانه نیست ور خرد پرسد سراغ من، بگو در خانه نیست
نمی گویم فراموشش مکن، گاهی به یاد آور اسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادش( عاشق اصفهانی)
ای که گفتی گریه کن در شام جانسوز جدایی غرق سیلاب سرشکم با ز هم آیا بگریم؟ (عمران صلاحی)
از تو ای بد عهد آشنایی زود بود دیر با ما آشنا گشتی، جدایی زود بود ( اشراقی مراغه ای)
ای آمده گریان تو و خندان همه کس وز آمدن تو گشته شادان همه کس
امروز چنان باش که فردا چو روی خندان تو برون روی و گریان همه کس ( اوحدی مراغه ای)
آزادیم از دام هوس نیست ولی کاش صیاد مرا گاه بدین سو، گذری بود ( صفایی نراقی)
از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است ( اشراقی اصفهانی)
با هر نفس به یاد تو آهی کشیده ایم وین بادِ غم به جرم نگاهی کشیده ایم ( علی اشتری)
بیا که رونق این کارخانه کم نشود ز زهد همچو تویی یا ز فسق همچو منی ( حافظ)
بگذشت یار از من و از پی نرفتمش آری نمی توان ز پی عمر رفته رفت ( اهلی شیرازی)
با دوست بگویید که دیگر نکند ناز ما را هوس ناز کشیدن به جهان نیست ( اسماعیل روزبه)
تا به کی از کفر و دین گویی، قدم در راه نه / کاین دو راه مختلف آخر گذارد سر به هم (صائب)
خدایا تلخکامی های دنیا، بس، دل ما را / پس از مردن به چشم یار، شیرین کن گِل ما را ( نجیب کاشانی)
خوش باش در آن دم که غمی رو به تو آرد بگذار که غم نیز، رود شاد ز دستت ( صابر همدانی)
خوشا کسی چو رو کرد سوی او دنیا به اختیار گذشت و به اختیار گذاشت( فیص کاشانی)
در ادامه ببینید.
نبودم تا مطلب تازه بنویسم.
روزهای آغازین دانش و درایت و دوستی مبارک باد.